أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
456
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
بالائى « 1 » نهادند . يوسف برو « 2 » نشست ، گفت : اين هفت سال مهمان ما بوديد « 3 » ، درين سه ماه مهمان جمال « 4 » ما باشيد « 5 » . همگنان گفتند : يا نبىاللّه راضى شديم « 6 » ، بنماى [ 106 الف ] تا جمال ترا « 7 » ببينيم . يوسف از زير نقاب نگاه كرد ، پير مردى را ديد كز دور مىآيد ، عكازهاى در دست « 8 » واپس « 9 » مانده . يوسف « 10 » گفت يا اهل مصر يك ساعت توقف « 11 » كنيد تا آن پير عاجز دررسد ، كى اگر شما ببينيد و او نديده باشد « 12 » ، نوميد شود و از حسرت و نوميدى هلاك شود . « 13 » آن نه عجب كى يوسف اهل مصر را در انتظار « 14 » بداشت از براى پير مردى « 15 » درويش ، آن عجبتر كى فردا ملك الملوك « 16 » كلّ انبيا و اوليا و مطيعان را در مقام التماس ديدار ساحت انتظار بدارد ، از براى پيرزنى عاجزه . « 17 » و عبد اللّه بن مبارك « 18 » مىآرد در كتاب رقاق « 19 » كى : فردا كلّ « 20 » انبيا و اوليا و مطيعان « 21 » بدان ساحت فردوس درآيند « 22 » و در مقام حاجت بايستند « 23 » ، گويند : بار خدايا به زندگانى ما را بياراستى ، پس به مرگ ما را بپيراستى « 24 » ، و به خود وعده دادى و محنت بسيار « 25 » در پيش نهادى ، پس در گور ما را « 26 » بازداشتى « 27 » پس به دوزخ ما را « 28 » برگذاشتى ، بس كن ازين انتظار يكبار اين حجاب جلال خود بردار . خطاب آيد كه : « هوّنوا على انفسكم فان لى عجوزا فى العرصات قائمة . » پيرزنى در عرصات قيامت از شما واپس « 29 » مانده است ، پاىهاش سست است مى ديرتر تواند رفت « 30 » ، اى انبيا و اوليا و « 31 » مطيعان « 32 » يك ساعت از براى « 33 » من صبر كنيد ، تا آن
--> ( 1 ) - در متن : بلاء ( 2 ) - بر تخت ( 3 ) - + بمال ( 4 ) - ندارد ( 5 ) - + بجمال ( 6 ) - + نقاب بردار تا ( 7 ) - « بنماى تا جمال ترا » ندارد ( 8 ) - + گرفته ( 9 ) - باز پس ( 10 ) - ندارد ( 11 ) - صبر ( 12 ) - نبيند آنگه وى ( 13 ) - + لطيفه ( 14 ) - + ديدار ( 15 ) - آن پيرمرد ( 16 ) - ملك تعالى ( 17 ) - + حكايت ( 18 ) - المبارك ( 19 ) - دقايق ( 20 ) - كى ( 21 ) - + را ( 22 ) - درآرند ( 23 ) - بدارند و ايشان بايستند و ( 24 ) - از « پس به مرگ . . . » ندارد ( 25 ) - ندارد ( 26 ) - گورمان ( 27 ) - واداشتى ( 28 ) - مان ( 29 ) - باز ( 30 ) - آمدن ( 31 ) - + شهدا و صلحا ( 32 ) - ندارد ( 33 ) - بهر